تبليغاتX
مرگ دختر تنها
 
عشق.مرگ.تنهایی
   
 

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست.

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام.

 تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
  سلام دوستان گلم خوبين؟ يه خبر داشتم راستش 17 خرداد يعنى ديروز تولدم بود. امسال بهترين تولدم بود چون اولين نفر عشقم بهم تبريك گفت و بهترين هديه رو بهم داد. فداتون باى Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا  
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
  مروارید دیدگانم را که از صدف جانم برش خورده بر گردن تو مي آويزم زیرا در شهر ادب هر چه گشتم تا واژه ای در خور تو پیدا کنم نتوانستم. پس بهترین و شیرین ترین ندايي را كه از قلبم شكسته ام بر مي خيزد تقديم تو مي دارم . سلام.
تو را سلام می گویم و در طولانی ترین صبحها زمزمه می کنم  دوستت دارم. نگاهت طولانی ترین بوسه است. نگاهت سبز ترین مزرعه  است. نگاهت امن ترین جادو است برای گریز و بلند ترین حصار است برایگوشه گیری. نگاهت آرامترین رودخانه ای است که ماهیها ی چشمانم در آن به تکاپو مشغولند.
کاش باد بودم تا عطر تو را به همه جا می بردم ولی افسوس نیستم. کاش پرنده بودم تا هر وقت خواستم پیش تو بیایم ولی افسوس نیستم. کاش قناری بودم تا برایت بخوانم و تو را شاد کنم ولی افسوس نیستم.
نمی دانم محبت را بر روی چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره  نشود بر روی چه آبی بنویسم که هرگز گل آلود نشود . بر روی چه دیواریبنویسم که هرگز پاک نشود .
بر روی چه گلی بنویسم که هرگز پرپر نشود و سرانجام بر روی چه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود.اگر قلبها  عاطفه را فراموش کنند و اگر انسانها عشق و محبت را فراموش کنند هرگز نمی توانم تورا فراموش کنم .
عزیزم میخواستم هدیه ای برایت بفرستم، گل گفت : مرا بفرست که نشانه ی تمام زیبایی ها هستم شمع گفت : مرا بفرست که گل پرپر می شود، پروانه گفت: مرا بفرست که شمع آب می شود . ناگهان از ته قلبم صدای بر خواست که گفت مرا بفرست که همدم تمام تنهایی هایش هستم . قلبم را تقدیم به تو می کنم تا باور کنی كه دوستت دارم براي هميشه.
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
  باز به دفتر تنهايي هايم نگاهي تازه مي اندازم ... و من تنها حرفهاي نگفته اي را مرور مي كنم كه شايد روزي بخواني و شايد هم.... اما هر چه هست قلبم را به انتهاي حسرت مي برد... مهربانم بدون تو شبها غم را به آغوش مي كشم... و به ياد تو خواب قاصدك را زير و رو مي كنم و تنها به عمق جاده ي ماه سفر مي كنم . بهترينم حضور تو در همه ي لحظه هاي من اگر چه محسوس نيست اما هميشه آرامش قلبت را در بند بند وجودم احساس مي كنم و تنها ياد نگاه توست كه خورشيد آرزوهايم را بر فراز آسمان عشق به درخشندگي گوهرهاي ناب محبت مي تاباند ... چشمهاي تو وسعت آسمان حضور را به زندگي من مي بخشد ... نمي خواهم به افسانه ي بي تو بودن فكر كنم... قصه ي عشق من و تو افسانه نيست كه با حقيقت فاصله داشته باشد ... ماجراي ما داستاني واقعي و شيرين است كه پاياني ندارد... مگر با مرگ.... اي كاش بودي و اشكهاي غلتيده روي گونه هايم را با دستان گرم مهربانت پاك مي كردي شايد اين بهانه اي بود براي احساس ناب نوازش دستانت بر روي چهره ي خسته و تنهايم.... حرفهاي نگفته اي كه شايد هميشه نا گفته بماند بر قفس تنگ سينه ام سخت بيتابي مي كند و تنها آغوش گرم عشقت درب اين قفس شكسته را باز مي كند و مرغ اسير عشق را در آسمان زندگي من و تو با سرافرازي به پرواز در مي آورد ... و آن گاه .... من زندگي تازه ام را با تو جشن مي گيرم.... زندگي با تو در كنار تو .... با كمال زيباي ...عشق ... آرامش... با تو تنها با تو............

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
   

مرگ تجربه ای است

آیا آزادی ؟

مرگ زمزمه ای است

آیا بهار وار ؟

حاشا حاشا

که من در اوج جوانیم

و تنها زمزمه ام " زندگی " است

تجربه ای

به یقین اسارت وار

به یقین برگریز

و حاشا

من جوانم

که تنهای تنها

زندگی را به جان خریده ام

           و مرگ را به انتظار نشسته            

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
  شب بود هوا خیلی تاریک بود هیچ صدایی جز صدای تالاپ تالاپ قلبش رو نمیشنید.باری که رو دوشش بود خیلی سنگین بود و تیشه ای هم که دستش بود پشتش رو زخمی کرده بود.آروم آروم با قدمهای شمرده راه میرفت هیچ صدایی نبود .تنها بود توی یه جایی مثل یه دشت بزرگ همه جا تاریک بود گهگداری پاش به تخته سنگها گیر میکرد و کله میشد اما زمین نمی خورد و به راهش ادامه میداد تنها چیزی که میشنید صدای تالاپ تالاپ قلبش بود...

بالاخره رسید به جایی که می خواست با خستگی جسد رو از رو دوشش پائین گذاشت یاد اون روزهایی افتاد که همدیگرو تو آغوش می گرفتن اما حالا اون مرده بود.اولین ضربه رو می خواست بزنه با همون تیشه که با خودش برده بود می دونست اولین ضربه خیلی دردناکه اما باید میزد. به یاد همون زخمی بود که از پشت بهش زده بودن حالا همراه با خشم و نفرت تیشه رو برد بالای سرش صدای قلبش تند تر شده بود .تیشه دستاش رو با قدرت پایین آورد و جلوی پاش کوبید .ناگهان خون با فشار بیرون زد و همه جاش رو سرخ کرد سرخ سرخ .صدای قلبش کند شده بود ولی درد میکرد .خیلی درد میکرد...

آروم خونی رو که روی صورتش بود پاک کرد و یکم خاک روی اونجایی که خون ازش می پاچید ریخت تا خونش بند بیاد.خون که بند اومد یه نگاه به اطرافش کرد هنوز صدای تاپ تاپ قلبش میومد.زیر پاهاش پر خون بود مثل یه باتلاق کم عمق از خونی که توش یه عالمه سلولهای عشق مرده وجود داشت، یکم گشت تا جای بهتری برای دفن عشق مردش پیدا کنه ، آروم شروع کرد به یه گوشه ضربه زدن"تق تق تق "یاد اون روزهایی افتاد که همینطور به صدای ساعت گوش می داد "تق تق تق"و منتظر می شد این لحظه ها با سرعت بگذرند و ساعت قرارشون برسه ، آخه اون همیشه یک ساعت قبل از موعد سر قرار بود و 3600 تا از این ضربه ها رو توی مخش می شمورد و وقتی به هم می رسیدن انگار 3600 سال گذشته بود براش همدیگرو تو آغوش می گرفتن و لباشون رو از هم جدا نمی کردن انگار یه چسب جادویی اونهارو بهم چسبونده بود...

تاپ تاپ تاپ صدای قلبش بود که با بخاطر آوردن این خاطرات خیلی سریع تر و با شدت می زد ،نفس عمیقی کشید و سعی کرد این افکار رو از ذهنش دور کنه ، دوباره خودش رو توی محیط سرد وتاریک و نمناک قبرستون قلبش حس کرد و دوباره شروع کرد به کار کردن ...

اینجایی که پیدا کرده بود بهترین جا بود تقریبا هیچ رگی از کنارش رد نمیشد تا اگر یروزی عشق تجزییه شد دوباره بره توی خونش و دوباره متولد شه و دوباره خونش رو مسموم کنه و دوباره ...

با تیشه ای که آورده بود شروع کرد به کندن کف زمین قلبش, یکم بیشتر از اونچه لازم بود کند. بعد رفت سراغ جسد عشقش که انگار سالهاست مرده ،اون عشق سیاه از خونی که روش ریخته بود کاملا قرمز شده بود .هنوز هیچ چیز دیده نمی شد و صدای "تاپ تاپ" قلبش که حالا خیلی آروم و بدون عجله میزد انگار می دونست که که حالا حالا ها تند تند نمیزنه و دیگه عشقی رو تو خودش راه نمیده، توی فضای تاریک پیچیده بود.

عشق رو آروم از زمین بلند کرد اونو به صورتش نزدیک کرد و برای آخرین بار به لبهای سرد اون بوسه زد بوسه ای که بر خلاف همه بوسه که قلب اونو از جا میکند، این بوسه به تلخی زهر بود و مزه یه خداحافظی سرد و بی روح رو داشت.

آروم عشق رو انداخت توی قبری که براش درست کرده بود .خوب نگاش کرد ،این اون عشقی نیست که هر وقت در آغوشش می کشید از گرما عرق میکرد این همون عشقی نیست که وقتی می دیدش پاهاش شل مید و نمیتونست بایسته ؟؟؟این همونی نیست که چشماش زندگی اونو زیر و رو میکرد؟؟؟چرا خودشه !

ولی دیگه هیچ هیجانی نداره و مرده .

هیچ اشکی از کشتن این عشق توی چشماش جمع نشد .چون خودش خواسته بود که بمیره و هیچ کس هم نمیتونست مانع بشه .شروع کرد خاکها رو ریخت روی جسد عشقش،عشقی که داشتنش جنایت بود ولی کشتنش نه...

کارش که تموم شد با یه حالت شکسته و بیحال ولی پیروز مندانه کنار قبر نشست شروع کرد به گریه کردن بلند بلند گریه میکرد و نعره میزد حالا توی محوطه تاریک و مخوف قلبش دو صدا میومد یکی صدای "تاپ تاپ" و یکی صدای گریه،گریه نه برای اون عشق لعنتی ،برای همه تنهایی های خودش ،برای همه خاطراتی اینجا دفن کرد ،برای روزها و لحظه های تباه شده،برای بی کسی و برای...

شاید فردا توی قلبش صبح طلوع کنه شاید فردا همه چیز درست بشه ولی در نیمه شبه قلبش همه چیز تاریکه...

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
  یکی بود یکی نبود،زیر گنبد کبود
تو شدی قصهء عشق،وقتی عاشقی نبود
تو سرآغاز منی از همیشه تا هنوز
تو سرآغاز منی،مثه خورشید واسه روز
واسه حرفای کتاب تویی معنای جدید
واسه پرواز خیال،تو کبوتر سپید
تو مثل حادثهء شب دلسپردنی
تو همون قصهء یک نگاه و عاشق شدنی


به هرجا که نگاه میکنم تو را میبینم،تصویر تو تنها چیزیست که چشمهایم باور میکند.دستان لرزانم را دراز میکنم تا صورت مهربانت را لمس کنم،اما تصویرت به یکباره محو میشود و من به یاد میاورم که تو در کنار من نیستی.
چشمانم را آرام میبندم،صدایت در گوشم میپیچد.،طنین خنده هایت همه جا را پر میکند.بی اختیار لبخند میزنم،ولی صدایت دورو دورتر میشود و من به یاد میاورم که باز هم تو نیستی و این فقط خیال توست که مرا دنبال میکند.و چه شیرین است رؤیایی که رنگ از وجود تو میگیرد.دلم میخواهد با تو کنار ساحل بنشینم،سرم را روی شانه های مردانه ات بگذارم و امواج آبی کف آلود را نگاه کنم و به آواز امواج گوش بسپارم.دلم برای آرامش نیلگون امواج تنگ شده است.دلم برای چشمهای دریایی تو تنگ شده است.برای امواج بی مهابای نگاهت که بر دلم میتازد و قلبم را از گرمای عشقت لبریز میکند.
دیشب برایت از آسمان یک سبد ستاره چیده ام،یک سبد نور، تا شبهایت بدون ستاره نماند.مگر نمیدانی قحطی آمده است؟قحطی خورشیدو ماه و ستاره.
گفتم برایت یک سبد بچینم،نکند آسمانت بی ستاره بماند.آخر اگر شبی خوابت نبرد،لا اقل ستاره ای باشد که بشماریش و آرام آرام چشمانت از خواب سنگین شود.
دلم هوایت را کرده است.میبینی! دوباره بیقرار شده ام.گیج شده ام.تو این حرفهای آشفته را به دل دیوانه ام ببخش.
دوستت دارم نازنینم.دوباره این دل دیوانه برای دیدن تو دلتنگ شده است. Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
 

سلام دوستان

میدونم زوده ولی پیشا پیش محرم رو به همتون تسلیت میگم

 

 

 

بشنو از ني ، در مصاف دشمنان


فائق آيد جمع خوبان بر بدان


بشنو از ني ، سمبل خوش قامتي


حامل راس حسين ، اي سرو بي تن قامتي


يا حسين اي صاحب ابواب دين


يا حسين اي وارث احوال دين


يا حسين سر منزل مردانگي


يا حسين اي باطن فرزانگي


يا حسين اي در مصاف کربلا


يا حسين اي در موات نينوا


يا حسين اي در مقابل اشقياء

يا حسين اي در مقاتل اغنياء Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
 

مرگ،خوابي شيرين،
در آغوش خاك گرم كه جسم سرد مرا در آغوش ميگيرد
تا همه ي بي مهري ها وسردي ها و نامردي ها را به فراموشي بسپارم.
و با چه محبتي مهرش را نثارم ميكند بي منت.
و باد كه با وزش بر روي خاكم و نوازشي دلنشين آرامم مي كند
و در لابه لاي درختان برايم آوار مي خواند
و درختان برايم دست مي زنند
و حال با اين ياران ديگر احساس تنهايي نخواهم كرد.
مرگ زيباست براي جسم سردم و روح بلند پروازم
كه باز خواهد گشت در آغوش گرم وبي نهايت محبت او.
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
 
امروز وقتی دلتنگ لحظه های نبودنت ، بودم
وقتی لبریز شده بودیم از نبودنهای بی دلیل این روزها
تمام هستیت را درون سه نقطه های همیشگی ات جای دادی و به سویم نشانه رفتی
بی آنکه بدانی
من این روزها
... هیچ نمی فهمم از سه نقطه ها و سکوت و بی صداییت
بی آنکه بدانی
من بودنم را در همان نگاه اول و همان سلام اول متوقف کرده ام
آخر تمام بودنت میان یک سلام و خداحافظ جای گرفته است
پس من به همان سلام بسنده می کنم
تا هیچ گاه پایانی در کار نباشد
براستی
... ما چه ساده به هم پیوند زدیم ثانیه هامان را
... به سادگی
من ناباورانه به باور بودنت رسیده ام
... تو باور لحظه های من شده ای
...
وقتی تمام بودنم را مال خود می کنی
دیوانه می شوم
خیال سفر نداری ! ؟
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
 
 

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم

 مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
 

 

برگزیده هائی از نامه ای به قلبم

قلب من ،من هرگز تورا سرزنش ومحکوم نخواهم کرد هرگز از آنچه می گوئی احساس شرم نخواهم کرد میدانم که تو فرزند محبوب خداوند هستی واو تو را در پناه پرتو عشق وجلال خویش میگیرد

قلب من ،من به تو ایمان دارم من طرفدار تو هستم وهمواره برایت دعا میکنم دعا میکنم که به کمک وحمایتی که احتیاج داری برسی

قلب من ،من به تو ایمان دارم معتقدم که تو عشقت را با هرکس که به آن نیاز داشته باشد یا شایسته اش باشد قسمت خواهی کرد معتقدم که راه من راه توست وما همراه هم به سوی روح القدس گام برمیداریم

از تو میخواهم به من اعتماد کنی بدان که به تو عشق می ورزم ومی کوشم که تمام آزادی را که برای شادمانه تپیدن در سینه ام به آن نیازداری ،به تو هدیه بدهم هرکاری لازم باشد انجام میدهم تاهرگز از حضور من در گرداگردت احساس دلتنگی نکنی

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
 

1.       تا حالا شده دل ببندی؟

2.      تاحالا شده عاشق بشی؟

3.    تا حالا شده یکیو از خودت و از هر چیزو هر کسی تو دنیا بیشتر دوست داشته باشی؟

4.    تا حالا شده وقتی به عکسش نگاه میکنی اشک از چشمات سرازیر بشه؟

5.     تا حالا شده وقتی داری باهاش تلفنی حرف میزنی اشک از چشمات بیاد ولی بخندی که اون نفهمه که داری گریه می کنی؟

6.     تا حالا شده صدای خندش دیونت کنه؟

7.    تا حالا شده بعد 1 ساعت حرف زدن با عشقت  وقتی گوشی رو میزاری دوباره  دلت براش تنگ شه؟

8.    تا حالا شده ترس تمام وجودتو بگیره که نکنه خداییی نکرده زبونم لال عشقت از دستت بره؟

9.      تا حالا شده راضی شی به خاطر عشقت بمیری ولی اون یه سوزن تو پاش نره؟

10.   تا حالا شده ...... تاحالا شده یه لحظه بی خبری از عشقت دیونت کنه؟

11.    تا حالا شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شده؟؟؟؟؟؟؟؟

آره شده

1.        من دل بستم

2.      عاشق شدم

3.    عشقمو از خودم و از هرچیزو هرکسی تو دنیا بیشتر دوست دارم.

4.    وقتی به عکسش نگاه میکنم اشک از چشمام میاد که کاش الان پیشم بود.

5.     وقتی داری باهاش تلفنی حرف میزنم اشک از چشمام میاد ولی میخندم که اون نفهمه که دارم گریه می کنم.

6.     صدای خندش دیونم میکنه.

7.    بعد 1 ساعت حرف زدن با عشقم  وقتی گوشی رو میزارم دوباره  دلم براش تنگ میشه.

8.    بعضی وقت ها  ترس تمام وجودمو میگیره که نکنه خداییی نکرده زبونم لال عشقم از دستم بره( ایشالله نمیره )

9.      من راضیم به خاطر عشقم بمیرم ولی حتی یه سوزن تو پاش نره( وقتی درد میکشه من دیونه میشم)

10.   یه لحظه بی خبری از عشقم دیونم میکنه.

شما هم دوست دارین مثله من به این سئوالا جواب بدین.

راستی این عشقم که گفتم آقا امین گلم که خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دوسش دارم....

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
  خیلی وقته باهات صحبت نکردم یک صحبت درست وحسابی
یک درد دل کامل،یک دریا اشک توی چشامه اما نمیتونم بریزم بیرون
خدایا هرچی دارم تو به من دادی .تو چیزهائی را که ازت خواستم بهم دادی وچیزهائی را به من دادی که ازت نخواسته ام میدونم تنها یاور منی میدونم که نگاهم میکنی میدونم که فقط تو به من گوش میدهی.پس کمکم کن خدایا کمکم کن

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط مریم تنها
 
   
 

هرشب ،درخلوت درسکوت وتنهائی